Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 28 آبان ماه سال 1387
چند جورش را می توان نوشت...

هوالحق 

 

 

سلام. 

چند جور میشه نوشت! میشه نوشت واااااااای انقدر سرم شلوغ بود نتونستم بیام. 

میشه نوشت این یک اعتراض است! میشه نوشت تعطیل از برای عدم تاثیر!  

یا ... به ته کشیده قلم! ...  عمر وب به ته نرسید؟  

 میشه نوشت باید نوشت... ! 

میشه نوشت .... 

  

 

 

پ.ن: طول و عرض اضافه برای چی؟ بعد قرنی عرض  زنده بودن نمودیم و باید نوشتن! همین! 

                                                                                                    التماس دعا

 

    

چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387
ابلیس هم زمانی از بهترین عبادت کنندگان  بود!

ادم گاهی مات و مبهوت می مونه ! از حرکات عجیب و غریب ! اونقدر مات و مبهوت که فقط نگاه میکنه!!! به خدا تو حرف زدن می مونه این وقتا ادم!!! من خیلی وقته گیج همین عجایبم! حالا گلایه کنید که بی خیال شدی... اره بی خیال شدم! چون هر چه بیشتر میگذره هی این عجایب فوق هفتادگانه بیشتر میشن و جدید تر! یعنی دقیق خود شب قدر میشه محفل اجرای نمایش عجیب و غریب از یک نفر دیگه! هم حرکات مدرن مدرن تر میشن و هم به افراد هنرمند در این زمینه اضافه میشه...

دلیل این رفتار ها، تخریب ها ، جبهه گیری ها و حمله ها رو میگی فهمیدنش سخت نیست... میگی  اونچه می خوان ایراد داره ... اونچه دنبالشن متعلق به این فرهنگ نیست .  شاید راه رو گم کردن شاید خیلی چیزها رو فراموش کردن

بیای اینچیزا رو بگی میبینی یه عده دیگه با دهن وا مونده  زل میزنن بهت که اصلا چی میگی؟ این شعارهای قشنگ برای خودت ، رو از کجا اوردی؟
میای میبینی بح بح! بیاد یکی اینو جمع کنه

بعد تو کار خودت می مونی! نکنه خودم منم یه جا درجا قراره بزنم؟ شاید درجا زده ام!؟

همه یکی یکی درجا میزنن! ... مشکل ایمان ماست .مشکل هدف ماست  هدفی که بهش ایمان نیاوردیم اکثرا ،
 تا تک تکمون تکلیف خواسته مونو ، تکلیف خودمون رو مشخص نکردیم  هرگز از درجا زدن مصون نمی مونیم .  

فکر کنیم!

 

برای ظهور فرج خیلی دعا کنیم خیلی... کاش بیش از این مایه شرم نشیم و دل آقا رو بدرد نیاریم...

جمعه 15 شهریور ماه سال 1387
یک دعوتنامه، یک نامه ... یک نشانی

به نام خدایی که می بخشاید، می بخشاید و می بخشاید...
سلام!

این جا ماه مبارک رمضان است!
سلام های ما را از بالاترین طبقات آسمان –جایی که دیگر دست ابرها هم به آن نمی رسد- دریافت می کنید.
این جا ماه مبارک رمضان است!
درد دل های ما را از گوشه ترین نقطه ی دل –جایی که تا حالا پای شیطان به آن جا باز نشده است- می خوانید.
این جا ماه مبارک رمضان است!
صدای ما را از زیباترین مکان های دنیا –جایی که ملائک هم هنوز آن را ندیده اند- می شنوید.

آری! شک نکنید. این جا هم ماه مبارک رمضان است. جایی که نه تا حالا ابری دیده است و نه شیطانی تسخیر کرده. حتی ملائک هم اجازه ورود به آن را ندارند.
این جا جشنواره حضور انسان های آماده است. یک مسابقه ی تمام عیار. جشنواره ای که هر کس می خواهد به آن که در ذهن دارد، ثابت کند که خودش است، و نه کس دیگر... .
این جا میهمانی است. در سفره هایش عشق بسته بسته، بی شمار و بی حساب به شرکت کنندگان اهدا می شود. حتی روزی به آن هایی که آخر سفره، دست به سینه و مظلومانه نشسته اند می رسد.
هر آن چیز که از زیبایی بگویید، این جا یافت می شود. حیف است در این مسابقه خودتان نباشید و از آن که هستید، کم تر ظاهر شوید. حیف است سفره جمع شود، و هنوز دستانتان خالی باشد از عشق.

ما هم برای سهم داشتن در این جشنواره ی بزرگ، در وسع خودمان تلاشی مختصر کرده ایم. نامش را « بسته ی رمضانیه » گذاشته ایم و هر آن چه را که به ذهن ناقصمان رسید، در آن قرار دادیم و کادو پیچش کردیم. نشانی گیرنده را هم نوشتیم: دیدگان پاک، دل های دریایی، گوشه ترین نقطه ی دل...
نشانی فرستنده را هم که می دانید: کانون وبلاگ نویسان مذهبی

دعا کنید، برای ظهور آقا...